5 تا اسیر آوردند برای ترخیص از خط سوم، دهقانبه عربی پرسید: "با تیربار و چندین صندوق فشنگ چرا تسلیم شدید؟!"

افسر اسیر عراقی (شیعه ی اهل نجف که به قول خودش به زور به جنگ آورده شدهبوده) خندید و گفت فارسی بلدم ..


   

تیربارچی

او گفت: همان طور که می دانید ما در موقعیتی نسبت به منطقه میان تنگقرار داشتیم که اگر هر نیرویی از شما قصد عبور داشت در تیررس ما بود و به راحتی شکارمی شد و مهمات مان هم کافی بود، ولی ...