«مَن کانَ علی بَیّنَة مِن رَبّه هانَت عَلَیهِ مَصائِبُ الدُّنیا وَ لَو قَرَضَ وَ نَشَر (امام هادی علیه السلام، تحف العقول ، ص ۵۱۱) – هر که بر طریق خداپرستی محکم و استوار باشد، مصائب دنیا بر وی سبک آید، گر چه تکه تکه شود.»


جانم فدای حضرت هادی (ع)

امام هادی(علیه‌السلام) برای حفظ اتحاد جامعه، تفرقه‌افکنان را طرد و آنان را که دارای اندیشه‌های منحرف بودند، به جامعه معرفی می‌کرد.

محمد بن عیسی می‌گوید: امام علی النقی (ع) درنامه‌ای به من نوشت: خدا "علی حسکه قمی" و "قاسم یقطینی" را لعنت کند! شیطان به نظر قاسم آمده و با القای سخنان فریبنده، او را مغرور کرده است.[1]

در این نامه امام هادی(علیه‌السلام) این دو عنصر تفرقه‌افکن را لعن وطرد کرد؛ زیرا آنها با ادعاهای غلوّ آمیز و سخنان گزافه، به دنبال ایجادتفرقه در میان شیعیان بودند.

امام علی(علیه‌السلام)  می‌فرماید:

«اِیّاکُمْ وَ الفُرْقَه اَلا مَنْ دَعا اِلی هذا الشِعار فَاقْتُلُوهُ وَ لَوْ کاَنَ تَحتَ عَمامَتی هذِهِ؛[2]

از پراکندگی و اختلاف بپرهیزید. آگاه باشید! هر گاه کسی مردم را بهتفرقه و جدایی و تکروی دعوت کند، او را بکشید؛ هر چند که زیر عمّامه منباشد».



امام هادی


حضرت هادی(علیه‌السلام) نیز به پیروی از علی(علیه‌السلام)، هر گاهمی‌دید که ارشاد و نصیحت کارساز نیست، با کسانی که با سخنان واهی وتفرقه‌افکنانه خود، سعی در خدشه‌دار کردن یکپارچگی مسلمانان بودند، به شدتبرخورد می‌کرد و حتی در برخی موارد، دستور نابودی برخی از آنان را صادرفرمود.

فارس بن حاتم بن ماهویه قزوینی در ابتدا از یاران نزدیک امامهادی(علیه‌السلام) و نماینده آن حضرت بود؛ اما بعدها هواهای نفسانی و حبریاست و دنیاپرستی باعث خروج او از مسیر حقیقت شد و به ترویج بدعت واعتقادات کفر‌آمیز و انحراف مردم از حق پرداخت و عملاً در صفوف شیعیان دودستگی ایجاد کرد؛ زیرا مردم گمان می‌کردند که او هنوز در سلک یاران امامعلی النقی(علیه‌السلام)  باقی مانده و نماینده آن حضرت است.

در این میان ابراهیم بن محمد به امام هادی(علیه‌السلام) نامه‌ای نوشت و در مورد سخنان اختلاف انگیز وی پرسش کرد.

او نوشته بود:

شما هر مشکلی داشتید، از علی بن جعفر بپرسید و از فارسدوری کنید (مبادا با اعمال خود فارس را تقویت کنید) و اجازه ندهید او درکارهای دینی شما دخالت کند. ان شاء الله تو و تمام هم‌شهریانت که پیرو توهستند، اطاعت خواهید کرد و من از نیرنگ‌های او به مردم آگاهم؛ هرگز بهفارس اعتنا نکنید

«فدایت شوم! فارس قزوینی با علی بن جعفر یمانی در مسائل اسلامی اختلافشدیدی دارند. آن دو چنان از هم متنفرند که از یکدیگر برائت می‌جویند. اگرصلاح می‌دانید، ما را به سوی حق رهنمون شوید و تکلیف ما را مشخص سازید کهمسائل دین خود را از کدام یک بپرسیم و ما به رهنمایی بسیار نیازمندیم».

امام در پاسخ نوشت:

«اینجا جای شک و تردید و جای پرسش نیست. مقام علی بن جعفر یمانی بالاتراز این سخنان است که شما او را با فارس قزوینی مقایسه کنید. خداوند مقاماو را بزرگ داشته است. شما هر مشکلی داشتید، از علی بن جعفر بپرسید و ازفارس دوری کنید (مبادا با اعمال خود فارس را تقویت کنید) و اجازه ندهید اودر کارهای دینی شما دخالت کند. ان شاء الله تو و تمام هم‌شهریانت که پیروتو هستند، اطاعت خواهید کرد و من از نیرنگ‌های او به مردم آگاهم؛ هرگز بهفارس اعتنا نکنید».[3]

با وجود آنکه امام هادی(علیه‌السلام)، فارس قزوینی را از اعمالکفر‌آمیزش برحذر داشت، اما او جسارت را از حد گذرانید و همچنان وجوهاتشرعیه را از مردم می‌گرفت و بر خلاف مصالح دین و بدون رضایت خواسته پیشوایدهم(علیه‌السلام)، در آن تصرف می‌کرد. یکی از مهم‌ترین عوامل لغزش فارسقزوینی، دنیا دوستی و ریاست طلبی بود که او را از امامت دور کرد و به سویباطل کشانید. او در این مسیر چنان افراط کرد که حکم ارتداد و کفر وی ازسوی امام(علیه‌السلام)  صادر شد.


متن حکم حضرت امام هادی(علیه‌السلام)  در مورد این عنصر فتنه‌انگیز این گونه بود:



امام هادی (علیه السلام)


«هذا فارِسْ ـ لعنه الله ـ یَعْمَلُ مِنْ قِبَلی فتّاناً داعیاً اِلیَاِلبدَعةِ وَ دَمُهُ هَدَرٌ لِکُلِّ مَنْ قَتَلَهُ، فَمَنْ هذا الذّییُریحُن
ی مِنهُ یَقْتُلُهُ وَ اَناَ ضامنٌ لَهُ عَلیَ اللهِ الْجَنَّةَ؛

فارس بن حاتم ـ که خدا او را لعنت کند ـ خود را نماینده من می‌داند؛ درحالی که او شخصی فتنه‌ساز و تفرقه‌انداز است، مردم را به سوی بدعتمی‌خواند. قتل او واجب است و هر کس او را بکشد و مرا از شرّ او راحت کند،بهشت را برایش ضمانت می‌کنم».

مدتی از صدور این حکم گذشت و کسیموفق به قتل او نشد؛ تا اینکه امام(علیه‌السلام) یکی از یاران شجاع ومتعهد خود را به نام جنید احضار کرد و به او فرمود: تو مأموریت داری آنمرد تفرقه‌افکن را به قتل برسانی و شیعیان را از سخنان تفرقه‌آمیز وی راحتکنی.

بعد مبلغی به وی داد تا سلاحی تهیه کند. جنید نیز وی را هنگامی که ازمسجد خارج می‌شد، او را به سزای اعمال ننگینش رسانید و به برکت دعای امام،جنید مورد سوء‌ظن قرار نگرفت. آن حضرت جنید را که این عامل تفرقه‌افکن رااز میان برداشته بود، مورد تفقد و تشویق قرار داد و جنید تا زمان رحلتامام عسکری(علیه‌السلام)  زنده بود و از ائمه(علیه‌السلام) مستمری دریافتمی‌کرد.[4]

پی‌نوشت‌ها:

1. رجال کشی، ص518.

2. نهج البلاغه، خطبه 127.

3. رجال کشی، ص523؛ معجم رجال الحدیث، ج14، ص259؛ شاگردان مکتب ائمه(ع)، ج2، ص5.

4. معجم رجال الحدیث، ج14، ص259؛ بحارالانوار، ج50، ص205.

بخش عترت و سیره تبیان

منبع: فصلنامه كوثر ـ شماره 70 ـ تابستان 1386




۱- از چندی پیش در شبکه های اجتماعی و برخی وبلاگ ها شاهد نوشته های تمسخر آمیز و لطیفه هایی با موضوعیت ائمه اطهار بودیم و اینقدر چیزی نگفتیم تا به تازگی جماعتی از ایشان، پرده دری و بی اخلاقی را به نهایت رسانده و به صورت همه جانبه اقدام به توهین به دهمین امام بزرگوار شیعیان حضرت امام علی النقی علیه السلام نموده اند. در این راستا چندین گروه در فیس بوک تاسیس و مشغول فعالیت هستند که خواندن یک نوشته در آنها یا مشاهده تصاویر بی شرمانه و گستاخانه به اشتراک گذاشته شده، کافی است تا دل هر مسلمان غیرت مندی را به درد آورد. آری جماعتی که خود را روشنفکر و متمدن می دانند، در فضای وب خوب خود را نشان داده اند و کمترین اصول اخلاقی را رعایت ننموده و خواهان شکستن حریم ها و خط قرمزها یکی پس از دیگری هستند.

۲- مسخره کردن نام امام جواد(ع)، تمسخر لغت غضنفر (یکی از القاب امیرالمومنین) و .. پیش از این متاسفانه وجود داشته است. سابقه این توهین ها و بی اخلاقی ها از سوی برخی کاربران معروف در شبکه های اجتماعی نیز قبلا وجود داشته و معلوم نیست اینگونه اقدامات تا کی ادامه خواهد داشت و مسلمانان قرار است تا کی این بی شرمی ها و حرمت شکنی ها را تحمل نماید و اقدام مناسبی انجام ندهد. سیره و روش امام خمینی در رابطه با شخصی مثل سلمان رشدی و حکم ایشان ما را بر آن می دارد که در مقابل این جریان از حداکثر توان خود استفاده کنیم و با توجیهاتی نظیر اینکه فضای وب قابل پیگیری نیست و کاربران آن هویت واقعی ندارند، بر کم کاری خود سرپوش نگذاریم. حداقل کاری که از دست ما برمی آید نشان دادن اعتراض و مخالفت مان با این پدیده شوم است. باید چشم باز کرد و دید که این افراد در مقابل از هیچ تلاشی برای توهین به مقدسات ما فروگذار نکرده اند.

۳- ما شرم داریم از اینکه مطالب منتشر شده توسط این افراد را بیان کنیم تا همگان در جریان این وقاحت ها قرار گیرند. اما شاید همین سکوت کردن های ما جرأت و جسارت را در طرف مقابل افزایش داده است. لذا پیشاپیش عذرخواهی می کنیم. به عنوان مثال تصویر نوشته ی یکی از این افراد را در اینجا ببینید. قضاوت با شما.

۴- تنها یکی از گروه های ایجاد شده در سایت فیس بوک در این باره هم کنون حدود ۷۵۰ عضو دارد که در آن فعالیت می کنند و مطالب تمسخر آمیز منتشر می نمایند. از دستگاه اطلاعاتی و قضایی کشور می پرسیم آیا همه ی این ۷۵۰ نفر پروفایل های ناشناخته و غیر واقعی دارند؟! چیزی که ما در سایت فیس بوک می بینیم، افرادی با نام واقعی هستند که شهر محل زندگی، دانشگاه و بسیاری اطلاعات و عکس های واقعی از خود منتشر کرده اند و بسیاری از ایشان در داخل کشور هستند و قابل پیگیری.

آخر- ما به عنوان اعضای کوچکی از فضای وبلاگ فارسی چند پیشنهاد داریم:

الف- از همه وبلاگ نویسان مسلمان، متعهد و دلسوز دعوت می کنیم از این حرکت حمایت نموده و در مخالفت با این اقدام زشت مطلب بنویسند یا متن همین نوشته را بازنشر دهند. همچنین در شبکه های اجتماعی در مقابل این اقدامات ساکت ننشینند و در صدد پاسخ دادن برآیند تا عرصه برای یکه تازی اینان مهیا نشود.

ب- (حدودا سه هفته دیگر) سوم رجب برابر با ۱۶ خرداد امسال، روز شهادت مولای ما حضرت امام هادی (ع) است که درود خدا بر او باد. پیشنهاد می شود تا آن روز درباره زندگی، سیره، کلمات و احادیث آن حضرت در فضای وبلاگ فارسی به صورت جدی بیش از پیش مطلب نوشته شود و از این تهدید به عنوان فرصتی برای شناساندن ابعاد شخصیت والای آن بزرگوار استفاده گردد. همچنین دوستان از مطالب یکدیگر که در این باره نوشته شده به هر نحو ممکن حمایت نمایند.

ج- از پلیس، دستگاه اطلاعاتی و قضایی و هر ارگان و نهاد مربوطه در کشور می خواهیم با مسببان این پدیده شوم و منتشر کنندگان آن در سایت ها، وبلاگ ها و شبکه های اجتماعی برخورد جدی نموده و به مسدود کردن وبلاگ ها و یا فیلتر نمودن آنها بسنده نکنند. بدیهی است اقدامات موثر در این زمینه می تواند از هرگونه فعالیت های مشابه بعدی پیشگیری نماید.


وای بر هتاکین