5 تا اسیر آوردند برای ترخیص از خط سوم، دهقانبه عربی پرسید: "با تیربار و چندین صندوق فشنگ چرا تسلیم شدید؟!"

افسر اسیر عراقی (شیعه ی اهل نجف که به قول خودش به زور به جنگ آورده شدهبوده) خندید و گفت فارسی بلدم ..


   

تیربارچی

او گفت: همان طور که می دانید ما در موقعیتی نسبت به منطقه میان تنگقرار داشتیم که اگر هر نیرویی از شما قصد عبور داشت در تیررس ما بود و به راحتی شکارمی شد و مهمات مان هم کافی بود، ولی ...
 



... ولی من به نیروهای تحت امرم گفتم که اگر 1000 نفر به ما حمله کنند و ما 999 نفرشان را بزنیم، باز نفر 1000 ام با نارنجک ضامن کشیده خودش را به طرف ما می اندازد و همه مان را می کشد.

پس بهتر است که خودمان را تسلیم کنیم.

(قبلا گفته بود که امکان فرار از جبهه را نداشتند چون در صورت دستگیری توسط بعثی ها به همراه خانوادشان اعدام می شدند.)



آقای دهقان معروف به شاطر (تک تیر انداز - تیربارچی - بسیجی امدادگر)


پاسگاه سنگی سومار - میان تنگ - سال 1361


 

حمله مسلم بن عقیل با رمز یا ابوالفضل العباس